از اون روزا که عکسا زیر غبار نبودن
گنجشکای تو ایوون فکر فرار نبودن
ازاون روزای معصوم روزای خوب بازی
روزای ابی عشق روزای بی نیازی
از اون روزا که قلبا نزدیکتر از امروز بود
اواز همشهریام صمیمی و دلسوز بود
از اون روزا که شبهاش می شه ستاره شمرد
اسم گلای باغو می شه به خاطر سپرد
تموم لحظه هارو به انتظار شمردم
فقط واسه یه لحظه ست که تا امروز نمردم
از اون روزا تا امروز یه عمره که می گردم
دنبال اون کسی که تو اون روزا گم کردم









سلام به همه دوستان عزیزم
قبل از هرچیز لازم می دونم روز عزیز معلم رو به بهترین و عزیزترین استاد و مادر دنیا صمیمانه تبریک بگم، امیدورام همیشه موفق و مؤید باشند و از الطاف الهی بی بهره نمانند.
راستش رو بخواین شاید یه چند وقتی نتونم بیام کلاس، می دونم قرار بود مطلب سرکار خانم مریم شجاعی رو بذارم تو وبلاگ، می خواستم بذارم ولی نشد، دیسکت مشکل پیدا کرد.
اینه که مجبورم صبر کنم تا دوباره بیام کلاس و CD مطلبشون رو ازشون بگیرم.
برای همین از همینجا ازشون عذر خواهی می کنم.
نمی دونم شاید یه ماه دیگه
شاید یه هفته دیگه ؟
اصلا معلوم نیست که چه زمانی دوباره بتونم بیام کلاس.
بگذریم
امروز رفته بودم نمایشگاه کتاب
از طرف محل کارم برای مأموریت و تهیه گزارش
عالی بود
خیلی خوش گذشت
از اون گذشته تونستم با آقای پورمحمودی مجری توانمند و پر طرفدار رادیو جوان که خودمم یکی از طرفدارای پرو پا قرصشون هستم صحبت کنم.
قرار شده امشب تو برنامه سفید مثل شب که ساعت 8 تا 9 شب پخش میشه راجع به سایتمون یعنی تبیان صحبت کنن.
آخه چند وقت پیش هم من از ایشون دعوت کردم تا به مؤسسه بیان و با ما مصاحبه کنن.
خیلی خوب بود.
از همینجا از همکاری صمیمانه ای که با من و همکارانم داشتند تشکر کنم.
لینک مطلب رو براتون میگذارم.
امیدوارم لذت ببرید.
خوش باشید و برقرار.
http://www.tebyan.net/publicrelations/news/tebyaninstitutenews/2008/4/27/65611.html
http://www.tebyan.net/publicrelations/photoalbums/specialphotoreport/2008/4/26/65534.html
+
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387 ساعت 17:18 توسط مریـم فروزان کیـا
|