صندوقچه ای لبریز از کلمات ...

هدیه چیست ؟
براستی این واژه چه معنایی دارد؟
این واژه به اعتقاد من خود صندوقچه ای است لبریز از کلماتی که هرکدام در خود عبارتشان جا نمی گیرند
مثل: عشق، محبت، مهربانی، احساس ماندگاری و یادگاری حتی و ...
بارها و بارها در برابرش قرار گرفتم
در زمان های مختلف و به عناوینی متفاوت
هیچ بار اما نتوانستم توصیفش کنم، قلم و احساسم همیشه در برابرش کم می آورد
هدیه گرفتن را دوست دارم مثل هر کس دیگری
هدیه گرفتن از دید من یعنی او به یاد توست
یعنی دوستت دارد
یعنی تو در قلبش جایی برای خودت داشته و خواهی داشت
براستی چه زیباست این واژه و چه زیباتر آنکه در زمانی که اصلا انتظارش را نداشته باشی هدیه ایی برای تو برسد
هدیه ایی برای تو برسد از یک دوست، از یک آشنا
اینجاست که نفست بند می آید انگار
خودت را برای لحظه ایی فراموش می کنی و فقط و فقط غرق می شوی در این کار شگفت انگیز
برای لحظه ایی به خودت می بالی، غروری عجیب در تمام وجودت ریشه می دواند
درست مثل حالای من
حالا که من می دانم یک سفر شمال هدیه گرفته ام
و این برای من تنها یک سفر نخواهد بود
تو به من دریا را هدیه داده ایی ...
آری به امید پروردگار امروز عازم سفری هستم رو به آبی دریا، دلم برایش پر پر می زد
و من چقدر خوشبختم که چنین هدیه ایی را دریافت می کنم
براستی این واژه چه معنایی دارد؟
هدیه را می گویم ...
این وبلاگ تقدیم می شود به استاد عزیزم سرکار خانم راضیه تجار و تمامی بچه های سه شنبه که سالهاست با شرکت در کلاس ایشان از راهنمائی ها و تجربیات ارزشمندشان بهره می برند.