
سفره هفت سین را چیده ایم، من و تو، باهم
سفره ای از ترمه پر از سین
همه چیز هست به جز ماهی
ماهی نباید هم باشد، ماهی را داریم، اینجا داخل دریا
می بینی چه طور بالا و پایین می پرند؟
یادت هست چقدر انتظار چنین روزی را کشیده بودیم؟
انتظار تحویل سال جدید کنار ساحل دریا و سفره هفت سینی را که هرکداممان جدا نچیده باشیمش
قرآن را که به دستت می دهم چشم می دوزی به چشم هایم و با همان لبخند همیشگی ات نگاهم می کنی
می دانم
آری می دانم داری به سالهای دوری فکر میکنی و اینکه چقدر آن سال ها حالا دورند و گذرا
و اینکه تلخی هایش، تمام تلخی هایش به تمام شیرینی حالایش می ارزید
اینکه حالا تمام آرزوهای دورمان دیگر رویایی بیش نیستند یا شاید بهتر باشد بگوییم نبودند هیچ وقت
اینکه ...
آری
آری می دانم تمام این ها را می دانم
قران را که باز می کنی چشم هایم را می بندم و به صدایت که با امواج دریا در هم می آمیزد گوش می سپارم
بازهم سال دیگری از راه رسید
سالی با تمام ناپیدایی های پیش رویش
سالی با تمام تلخی ها و شیرینی های نیامده اش
من اما حالا با تمام این همه نادانسته پیش روی خود امنیتی شگرف را در خود حس می کنم وقتی که دوستت دارم اولین عبارتی است که بعد از این لحظه عجیب و شگفت در گوشم زمزمه می کنی
آری این گل سرخ من است !
دامنی پر کن ازین گل که دهی هدیه به خلق،
که بری خانه دشمن !
که فشانی بر دوست !
راز خوشبختی هر کس به پراکندن اوست !
دوستت دارم را با من بسیار بگو
دوستم داری را از من بسیار بپرس
دوستت دارم بهترین گل سرخیست که می توانیم به عنوان اولین هدیه بعد از سال تحویل به دوستانمان اعطا کنیم
سال نو مبارک
دوستتون دارم
