خوب من این زمان ها زود نمی گذرند...

حساب تمام روزها را دارم

حساب تمام شب هایی را که بی تو به صبح می رسانمشان را هم

حساب تمام دقیقه ها و ثانیه هایش را هم

من حساب تمام روزها را دارم

و چه سؤال غریبی پرسیده بودی آن روز که گفته بودی: به همین زودی این سال ها گذشتند؟!

و من فقط سکوت کرده بودم

یادت هست؟!

مثل تمام زمان هایی که کنار تو بودم و فقط سکوت می کردم

آن روز هم نتوانسته بودم حرف دلم را با تو بگویم

بگویم زود نبود

زمان هایی که دقیقه هایش می آویزند بر روحت

زمان هایی که ثانیه هایش چنگ می اندازند بر گلویت تا بغض کنی

یک بغض که باید همیشه فرو بخوریش

نمی توانند زود گذشته باشند

آری نتوانسته بودم بگویم به تو خوب من این زمان ها زود نمی گذرند

 نتوانسته بودم بگویم به تو خوب من این دقیقه ها

این ثانیه ها زود نمی گذرند ...

با آنکه می دانستم تو دقیقا کسی را می خواهی که حساب این روزها، دقیقه ها و ثانیه هایش را داشته باشد

همانطور که من داشتم

همان طور که حالا که رفته ایی ولو کوتاه، حساب تمام این دلتنگی هایی که وقتی نیستی دلم را می فشرد هم دارم ...

حساب تمام روزها را دارم

حساب تمام شب هایی را که بی تو به صبح می رسانمشان را هم

حساب تمام دقیقه ها و ثانیه هایش را هم

من حساب تمام روزها را دارم

و چه سؤال غریبی پرسیده بودی آن روز که گفته بودی: به همین زودی این سال ها گذشتند؟!

و من فقط سکوت کرده بودم

یادت هست؟!