این روزها آمدن های گاه و بی گاهت میترساندم

مثل زمانی که به بازگشت ناگهانیت فکر می کنم و دلم هری می ریزد

راستی بازهم مثل گذشته، مثل همان 12 سال قبل از رفتنت تو تنها کسی بودی که زودتر از همه تولدم را تبریک گفتی

باورش برایم سخت بود که هنوز یادت باشد اما بود

تو مثل گذشته یک شب زوتر آمدی

تبریکت مثل همیشه خاص بود

وقتی از تو پرسیدم از قاصدک ها گفتی و من بی اختیار خندیدم

تو هم لبخند زدی مثل گذشته

آری قاصدک ها گفته بودند مسافری در راه است

باورش برایم سخت بود

زادروز امسال برای من خاص بود

حتی خاص تر از تمام روزهای تولدم که تو بودی

و من این را بازهم مدیون تو هستم. مدیون تو و حضور تو ...